گزارش های زندان
مرگ مشکوک یک مرد با دو مظنون زن!




سلسله گزارشهای زندان

درج ادعاهای متهم به معنای تأیید و یا رد آن نیست

امینه افروز

مرگ مشکوک یک مرد با دو مظنون زن!

مردی پس از مسمومیت شدید یک هفته در بیمارستان ماند و با مرگ مغزی از دنیا رفت. اولین مظنون همسر این مرد بود. دومین مظنون مهمانی است که در شب مسمومیت حضور داشت. در حال حاضر هر دو مظنون، اظهار بی گناهی می کنند و جوابیه پزشکی قانونی صحت یا کذب این ادعاها را تا حد زیادی می تواند روشن نماید.

فرشته پس از مرگ مشکوک شوهرش دستگیر شده و مریم همان مهمانی است که مهمان این خانواده بوده، او خودش را این طور معرفی می کند: من 34 سال دارم. الآن به اتهام قتل زندانی هستم. اتهامی که قبول ندارم و امیدوارم به زودی بی گناهی ام ثابت شود. بچه هایم بی سرپرست مانده اند آن هم فقط به این خاطر که یک شب مهمان فرشته و خانواده اش بودم!

از زندگیت بگو و این که چرا بچه هایت بی سرپرست مانده اند؟

او آهی می کشد و جواب می دهد: من در 14سالگی با اجبار خانواده ازدواج کردم. شوهرم محمد ابتدا کارمند یک شرکت خصوصی بود. شوهرم معتاد شد. اعتیاد زندگی ما را ویران نمود و او از محل کارش اخراج شد و بعد به جرم داشتن مواد مخدر دو سال به زندان رفت. از ابتدای ازدواج وضع مالی خوبی نداشتیم و مخارج زندگیمان را پدرم تأمین می کرد. با داشتن دو دختر و یک پسر، در سال 78 مجبور به طلاق شدم، دادگاه حضانت فرزندانمان را به من داد.

سال 81 دوباره ازدواج کردم. همسر دومم حمید مشاور حقوقی شرکت خودروسازی بود. یکی از دوستانم ما را برای ازدواج به هم معرفی کرد. من زن دومش بودم. با مهریه 200سکه به عقد هم درآمدیم اما این زندگی نیز از هم پاشید.

چرا؟

زن اول حمید باعث بروز اختلافاتی در زندگی ما شد. تمام هدف آن زن، کنار رفتن من از زندگی حمید بود که موفق شد!

عقدتان رسمی بود؟

بله.

همسر اولش اجازه داده بود؟

آن دو نفر از پنج سال قبلش، به طور صیغه با هم ازدواج کرده بودند. وقتی من و شوهرم عقد کردیم، زن اول گفت باید عقد ما هم رسمی شود. عقد آنان از تاریخ صیغه حساب شد و با مهریه 140 سکه عقدشان را رسمی کردند. مهریه من 200سکه بود.

با هوویت در یک خانه زندگی می کردید؟

نه، شوهرم خانه ای در آریاشهر برای من و بچه هایم اجاره کرد. خانه زن اولش هم پیروزی بود.

همسرت هنگام طلاق، مهریه ات را پرداخت کرد؟

نه، او طی مدت زندگیمان، هر چه می خرید، به نام زن اولش منتقل می کرد و وقتی مهریه ام را خواستم، او هیچ پول و دارایی نداشت. به همین خاطر نتوانستم مهریه ام را بگیرم و طلاق گرفتم.

دیگر ازدواج نکردی؟

چرا... برای بار سوم در سال 84 ازدواج کردم. شوهرم در یک اداره دولتی مشغول بود. او 5سال از من کوچکتر و مجرد بود. اما از محل کارش خود را بازخرید کرد و ماشین سنگین خرید و با آن کار می کرد. دی ماه سال قبل مدت صیغه ما تمام شد و دیگر تمدید نکردیم.

چرا؟

چون با این اتفاقی که برای شوهر فرشته افتاد، درگیر کارهای او شدیم و نتوانستیم برای تمدید صیغه برویم.

برای چه به خانه فرشته رفته بودی؟

فرشته دخترعموی شوهر سومم است. شوهر فرشته به مشهد رفته و با معرفی من از شوهر اولم محمد که ساکن مشهد است، زعفران و نبات خریده بود. چون در سفر، پول کافی همراه نداشت، زرشگ و زعفران و نبات را از محمد گرفته و باید 70هزار تومان به من می داد تا به حساب محمد بریزم. آن شب من به خانه فرشته رفته بودم تا از شوهرش، مبلغ 70هزار تومان را بگیرم و در ضمن از فرشته که رب گوجه فرنگی درست کرده بود، رب بخرم که این اتفاق افتاد!

چه اتفاقی؟

مسمومیت شوهرش و مرگی که هیچ اطلاعی از آن ندارم.

فرزندانت چند سال دارند؟

دخترانم 23 و 26ساله و پسرم 19سال هستند. دختر بزرگم یک سال پیش ازدواج کرده

است.

فرشته متهم اصلی این پرونده با کمی لهجه محلی می گوید:

من 34 سال دارم. با شوهر و دو دختر 15 و 13 ساله ام در روستای قنبرآباد هشتگرد زندگی می کردیم. شوهرم کشاورز بود و من ضمن خانه داری، در کارهای کشاورزی هم به او کمک می کردم. یک گاوداری هم داشتیم. در کل زندگیمان خوب بود و هیچ وقت درگیری و اختلافی نداشتیم.

همسرت چگونه فوت کرده یا به قتل رسیده؟!

شوهرم 19 یا 20 آذر ماه سال قبل از سفر مشهد برگشت یک روز بعد گفت مسموم شده، اسهال و استفراغ شدیدی داشت. یک روز بعد حالش بدتر شد و شب او را به بیمارستان بردم و بعد به خانه برگشتیم ولی لحظه به لحظه حال او بدتر می شد.

وقتی برای بار دوم به بیمارستن رفتیم، او دچار تشنج شد و از هوش رفت. برای نجات جانش او را از هشتگرد به بیمارستانی در کرج و بعد به بیمارستانی در تهران منتقل کردیم ولی بعد از یک هفته بیهوشی، خانواده اش او را به بیمارستانی در کرج بردند.

او یک روز در بیمارستان کرج ماند و فوت کرد. مادرشوهرم علیه من شکایت کرد که پسرش را کشته ام، اما من از علت مسمومیت و مرگ شوهرم خبر ندارم. مریم هم به خاطر مهمان بودن در خانه ما همراه من دستگیر شده است.

علت دقیق مرگ چه بود؟

بعد از مرگ مغزی شوهرم، جواب آزمایش این بود که 85درصد به خاطر عفونت مغزی و 15درصد داروهای بیمارستانی!

جواب قطعی پزشکی قانونی مشخص نشده؟

نه، منتظر جواب آسیب شناسی هستیم.

چه مدت است که دستگیر شده اید؟

23 روز در آگاهی بودیم و دو هفته قبل هم ما را به این زندان فرستادند.

فرشته سواد ابتدایی خواندن و نوشتن دارد و مریم دیپلم بهداشت گرفته و از نظر ظاهری هم روانتر و بهتر از فرشته می تواند صحبت کند و ماجرای شب مبهم ماجرا را تعریف نماید.

بچه هایت کجا هستند؟

فرشته با چشمانی پر از اشک می گوید: پیش مادرم هستند.

گریه او باعث سرازیر شدن اشکهای مریم بر صورتش می شود. ناکامیهای زیادی که در زندگی متحمل شده، بر شدت گریه او می افزاید. فعلاً مشخص نیست در آن شب که او برای گرفتن پول نبات، زعفران و زرشگ و خرید رب به خانه فرشته رفته بود، چه اتفاقی افتاده و حرفهای این دو زن تا چه حد صحت دارد. جواب آسیب شناسی پزشکی قانونی گره گشای این پرونده خواهد بود. مقتول چگونه و توسط چه کسی مسموم شده و با چه ماده ای؟ شاید او توسط فردی دیگر مسموم شده است!

با تشکر از آقایان: سهراب سلیمانی مدیر کل محترم زندانهای استان تهران و آقای علی حاج کاظم مدیر زندان رجایی شهر

 





 


گروه: گزارش های زندان   تعداد بازدید: 229   تاریخ خبر: ۱۳:۳۶:۳۷ ۱۳۸۸/۰۹/۲۹   

نام و نام خانوادگی
پست الکترونیکی
عنوان پیام
متن پیام


 
منوی اصلی