آرشیو اخبار آرشیو اخبار
خروجی خبرخوان خروجی خبرخوان اخبار
جستجو برای      
مقالات

علل كشمكش والدين با فرزندان با گرايش جامعه شناسي خانواده
احسان باذوق – پیمان هزارجریبی-رحمان طهماسبی-رضا حسین پناه
ندامتگاه قزلحصار
امتیازدهی به این مقاله:


1394/09/16
نظرات شما (0)
خلاصه مقاله
علل كشمكش والدين با فرزندان با گرايش جامعه شناسي خانواده مقدمه آرامش و امنيت روحي همانند غذا، پوشاك و مسكن از نيازهاي اساسي انسانهاست. از اين رو، موفقترين مكتب ها، مكتبي است كه برنامه هايش بر اساس فطرت و تمايلات كنترل شده انسان بوده، نيازهاي دروني و بروني او را برآورده نمايد. اسلام به عنوان جامعترين مكتب هاي آسماني، به اين نياز روحي، توجه نموده و آموزش و پرورش خود را از (( فرد )) كه اولين خشت بناي جامعه مي باشد، شروع كرده است. از طرفي چون ((عقيده)) نخستين بذري است كه در دل انسان كاشته مي شود و به تدريج در اعمال و رفتار او تاثير مستقيم مي گذارد و او تجلي بارزي از عقايد و آرمان هاي خويش مي گردد، لازم است به بينش صحيح دست يابد و همراه با تهذيب و تربيت در مسير ارزش هاي والا گام بردارد. اگر افراد همراه با تربيت الهي به آرامش روحي دست يابند، طبعا جامعه را به سوي آرامش روحي ، سوق خواهند داد. در چنين محيطي حقوق افراد محفوظ خواهد بود، حريم انسان ها مورد تجاوز قرار نخواهد گرفت و هركس مي داند كه بايد در محدوده ي خود حركت كند. خانواده كوچكترين شكل يك جامعه است كه از دو ركن اصلي ( زن و شوهر ) تشكيل شده است. اگر اين دو ركن آرامش دروني داشته باشند، خانواده محل امني براي تربيت فرزندان خواهد بود. اگر هركدام به وظايف شرعي و عرفي خود عمل نمايند و زندگي را بر اساس فداكاري و گذشت بنا نمايند، با صفاترين خانواده را خواهند داشت. اما اگر هوا و هوس بر زندگي آنان حاكم شود، و انسان (بايدها) و (نبايدها) و (شايدها) و (نشايدها) را به بازي گرفت و خواسته هاي نفساني خود را ملاك عمل قرار دهد به موجودي خطرناك تبديل خواهد شد. در اين ميان فرزندان نيز به نوبه ي خود ايفاگر نقش بوده و مي توانند با توجه به ضرورت هاي خانوادگي و اجتماعي از بروز اختلافات و كشمكش ها در زندگي خانوادگي جلوگيري نمايند، و امروز ريشه ي بسياري از اختلافات خانوادگي ميان فرزندان و والدين، چيزي جز بي توجهي به اين ضرورت ها نيست. آنچه اينك پيش روي شماست، بررسي كوتاهي است كه در راستاي كشمكش بين والدين و فرزندان و البته با گرايش جامعه شناسي انجام شده است. تاثيرات سوء مشاجرات والدين بر فرزندان اكثر پدرها و مادرها مي دانند كه دعوا و جار و جنجال جلوي فرزندانشان كار درستي نيست، اما واقعيت اين است كه اين اتفاق معمولا رخ مي دهد. در يك ازدواج عواملي مانند مسايل مالي، استرس و فشارهاي كاري، كمبود خواب، تغيير خلق و خو و كمبود فرصت استراحت مي تواند موجبات مخالفت و ناسازگاري زن و شوهرها را در خانه فراهم آورد. خيلي از زوجين تصور مي كنند كه دعوا هر از گاه باعث مي شود اختلاف از بين رفته و  رابطه به خوبي پيش رود. اما به چه قيمتي؟ به قيمت بچه ها؟ اين دعوا ها و جار و جنجال ها بر رشد فرزندان ما چه تاثيري دارد؟ اكثر بچه ها متوجه ناسازگاري ها و تعارضات پدر و مادر مي شوند و اگر بطور مداوم شاهد زد و خورد آنها باشند، نشانه هايي از پريشاني و ناراحتي هاي فيزيكي و احساسي از خود بروز مي دهند. برخي تحقيقات نشان مي دهد:  بچه ها حتي از شش ماهگي نسبت به استرس، صداهايي كه در اطراف خود مي شنوند و برخورد ها و منازعات پرخاشگرايانه واكنش نشان مي دهند. اين واكنش ها در دو بخش جداگانه بروز پيدا مي نمايد، واكنش هاي فيزيكي :  بچه ها در هر سن و سالي در برخورد با دعوا و مشاجرات والدين خود، واكنش هايي از شوك و ضربه نشان مي دهند و به ندرت خواهان ادامه اين دعوا ها هستند، از اينرو سعي مي كنند: دخالت كنند، يا با ايجاد سر و صدا توجه والدين خود را جلب نمايند، يا آنها  را به خنده وا مي دارند، يا از موقعيت فرار مي كنند. بطور كلي هرچه بچه ها كوچكتر باشند، احتمال گريه كردن و نشان دادن واكنش هاي ترس از آنها بيشتر است. بچه هاي بزرگتر براي تمام كردن درگيري معمولا حرف مي زنند. واكنش هاس احساسي: شواهد و مدارك تجربي نشان مي دهند : چيزي كه والدين تجربه مي كنند، بچه ها همتجربه خواهند كرد. از اينرو، اگر والدين عصباني و ناراحت باشند، اين احساس به ساير اعضاي خانواده نيز سرايت خواهد كرد. از آنجا كه فرزندان والدين خود را الگو قرار مي دهند و به آنها تكيه مي كنند، مشاهده آنها در حال دعوا و مشاجره برايشان ناراحت كننده خواهد بود. اين نوع رفتار مي تواند منجر به احساس استرس و اضطراب در بچه ها شود. حس (( خانواده )) در آنها به همراه حس اعتماد به نفسشان تخريب مي شود. وقتي مي بينند پدر و مادر قانون شكني مي كنند در حالي كه هميشه آنها را از ان منع مي كنند، باعث از بين رفتن حس اعتماد در آنان شده و اين تجربه براي بچه ها بسيار گيج كننده خواهد بود. اگردعوا و مشاجره بخشي از زندگي عادي پدر و مادر باشد. بچه ها هميشه منتظر بروز بحث و درگيري بين والدين خود خواهند بود و اين انتظار باعث بروز رفتارهاي ناهنجار و استرس شديد دربچه ها خواهد شد. علاوه بر اين رفتارهاي حفاظت از خود،  بچه ها براي جلوگيري از بروز اين درگيري ها خود را خسته مي كنند. اين مسئله آنها را در موقعيتي بسيار دشوار قرار مي دهد و مجبورشان مي كند كه نقش يك ادم بزرگ را ايفا كنند، در حاليكه نه از نظر فيزيكي و نه شناختي به آن حد و اندازه نرسيده اند. تاثيرات طولاني مدت : الگوهاي رفتاري ناسازگار در بچه ها زماني شكل مي گيرد كه مي خواهند خود را با دعوا ها و مشاجرات پدر و مادر وفقدهند. آنها گريه مي كنند، علائمي از ترس را نشان مي دهند، در دعواي والدين دخالت مي كنند و يا از صحنه جار و جنجال فرار مي كنند. بچه ها ممكن است حساس و مضطرب شوند. اين خصوصيات رفتاري مي تواند تاثير بسيار هنگفتي بر اعتماد به نفس و عزت نفس انان داشته باشد. وقتي الگوهاي احساسي منفي از زمان كودكي در آنان شكل مي گيرد، اصلاح و تغيير آنها بسيار دشوار شده و در زندگي آينده آنها آثار مخرب و خطرسازي به دنبال خواهد داشت. اگر بچه ها بطور مداوم شاهد اين دعوا ها باشند،‌ به ويژه در محيط خانه، اين رفتار ها را تقليد كرده و در بازي با دوستانشان و در موقعيت هاي ديگر همانند اين رفتار ها را از خود بروز مي دهند. مدل سازي از رفتار والدين، پديده اي رشدي است كه اگر دعوا كانون آن باشد، تاثيراتي بسيار مخرب خواهد داشت. والدين اكثرا سعي مي كنند حرف ها و مشاجراتشان را شب ها بعد از اينكه بچه ها به خواب رفتند، انجام دهند تا خطر شنيدن شدن آنها توسط بچه ها و ناراحت شدن آنان كمتر شود. توصيه مي شود كه اگر والدين مي توانند احساسات خود را كنترل نمايند ، بهتر است مخالفت ها و ناسازگاري هاي خود را به تعويق بيندازند تا محيط و زمان مناسبي براي منصه ي آن پيدا كنند. بهتر است اين مشاجرات در خارج از محيط خانه و دور از چشم فرزندان انجام شود تا عوامل مخرب آن بر فرزندان كمتر شود. اما براي بسياري از والدين دور نگه داشتن مشاجرات از خانه ، غيرممكن است. خلق و خو به سرعت تغيير مي يابد و قبل از آنكه حتي خودتان هم متوجه شويد، دعوا را راه انداخته ايد. چند توصيه كه در موارد اختلافات مي توان از آن بهره گرفت: تاثير را به حداقل برسانيد، بچه ها را وارد نكنيد، آنها توانايي سازگار شدن ندارند. علائم و نشانه هاي پديدار شدن دعوا و مشاجره را تشخيص داده و آنرا به زماني كه بچه ها حضور نداشته باشند معوق كنيد. يك قدم به عقب برداريد، تا ده بشماريد، آرام شويد و خودتان را از محيط خطر دور كنيد. بهترين علاج عصبانيت، به تاخير انداختن آن است. از زبان احساسي در مشاجرات خود استفاده نكنيد، بچه ها معمولا متوجه مي شوند كه چه مي گوييد. از تاثيرگذاري حرف ها و رفتارهايتان بر روي بچه ها آگاه باشيد. به عنوان والدين، بچه ها به عنوان الگو به شما نگاه مي كنند و از رفتار هاي شما تقليد مي كنند. اگر از فرزندانتان توقع داريد كه درست رفتار كنند، پس اول خودتان باد درست رفتار كنيد. ناراحتي هاي خود را روي كاغذ بياوريد. به اين ترتيب مي توانيد آنها را به همسرتان نشان داده و آنها هم جوابتان را بر روي كاغذ بياورند. معمولا آوردن افكار روي كاغذ شما را متوجه مي كند كه موضوع چندان شديدي براي دعوا و مشاجره وجود نداشته است. وقتي افكار در ذهن ما بماند، شدت آنها بيشر و بيشتر خواهد شد. با مراجعه به مشاور خانواده، طريقه رفتار با همسرتان را اصلاح كنيد. سعي نكنيد با سكوت عصبانبت خود را نگاه داشته يا آنرا مخفي كنيد. بچه ها به همان اندازه كه نسبت به دعوا و مشاجرات حساس هستند، به ناسازگاري هاي غير كلامي نيز حساسيت دارند. با نشان دادن علاقه خود به همسرتان جلوي چشم بچه هاؤ مشاجراتتان را با محبتتان متوازن كنيد. در مورد ناسازگاري ها با فرزندانتان صحبت كنيد. مشاجره والدين ، خراشي بر روان كودكان روان شناسان معتقدند فرزندان بيشترين آسيب را در مشاحرات پدر و مادر مي بينند. لطمات روحي كه به آنها وارد مي شود قابل جبران نيست و گاه مسير زندگي آنها را تغيير مي دهد. پدران و مادران تا چه حدي مي توانند عصبانيت خود از يكديگر را در برابر فرزندان خود نشان دهند؟ دكتر ناصر قاسم زاده رئان شناس معتقد است : پدران و مادران بايد اختلافات خود را محترمانه حل كنند و فرزندان خود را وارد ماجرا نكنند. وي مي گويد: (( خانواده سالم خانواده اي است كه در آن شرايط بروز خشم از سوي پدر و مادر وجود داشته باشد، اما اين گله مندي نبايد با بي احترامي و حرمت شكني همراه باشد. به هر حال مشاجره در هر خانواده اي وجود دارد و نمي توان اين واقعيت را ناديده گرفت اما آنچه بايد در اين ميان رعايت شود حرمت زن و شوهر است. آنها مي توانند حتي مقابل فرزندانشان از هم گله كنند اما حق ندارند به يكديگر لطمه روحي و جسمي وارد كنند چرا كه اين كار صدمات جبران ناپذيري را روي فرزندانشان مي گذارد. در خانواده هاي سالم پدر و مادر هنگام دلخوري از يكديگر در خانه بحث مي كنند .و حتي ممكن است چند ساعت هم با هم صحبت نكنند اما اين قهر بعد از چند ساعت پايان مي يابد و به روز و هفته كشيده نمي شود.)) كارشناسان معتقدند والديني كه هفته ها با هم صحبت نمي كنند فرزنداني عصبي و پرخاشگر دارند كه پيشرفتشان در درس و زندگي بسيار كند است. اين كودكان از هوش كافي براي درس خواندن برخوردارند اما مشكلات خانوادگي باعث مي شود تمركز لازم را براي درس خواند نداشته باشند. دكتر قاسم زاده در اين باره مي گويد : (( پدران و مادران وظايفي را در مورد فرزندانشان دارند كه انجام ندادن هركدام از آنها آسيب به فرزندان وارد مي كند، اما مهم ترين وظيفه پدر و مادر در برابر فرزندانشان اين است كه سلامت جسم و روح فرزندانشان را تامين كنند.)) چرا كه اين وظيفه تضمين كننده ي آينده فرزند است. زماني كه پدر و مادر به مشاجره مي پردازند و به صورت فيزيكي با هم درگير مي شوند يا آزار كلامي به يكديگر مي رسانند مسلما سلامت رواني فرزندشان را به خطر مي اندازند. كودكان از پدران و مادرانشان الگو مي گيرند و در بزرگسالي آن طوري رفتار مي كنند كه در كودكي آن را ديده و آموخته اند. ((راست ميگن مردها سرو ته يك كرباسن)) ، (( زن ها همينطورن نبايد زياد تحويلشون گرفت، نبايد اجازه بدي زياد خونه مادرش بره )). اين جملات به گوش همه ما آشناست، اما ريشه ي آنها در كجاست؟ عاطفه كشاورزي مشاور خانواده مي گويد: (( ضرب المثل هايي كه از قديم در فرهنگ ما وجود داشته است نشان دهنده نوع رفتاري است كه در خانواده هاي ايراني مرسوم بوده و اجرا مي شده است.)) كودكان به مانند آيينه اي هستند كه رفتار پدران و مادران خود را نشان مي دهند. پدري كه با همسرش رفتار خشن دارد و او را كتك مي زند يا فحش دادن به همسر و خانواده وي را بد نمي داند، پسري خواهد داشت كه همين رفتار را آموخته و در مورد همسرش اجرا مي كند و دختر نيز دقيقا رفتاري را مي كند كه مادرش با پدرش انجام مي دهد. اين دختر به آزار خانواده شوهر مي پردازد و رفتارهاي زيركانه خود را براي آزار شوهرش انتخاب مي كند. حال ممكن است شوهر اين دختر با او بدرفتاري هم نكند، اما از آنجايي كه اين دختر رفتار خشن و انتقامجويانه را پيش مي گيرد و متاسفانه اين رفتار به فرزندان او هم منتقل مي شود. عاطفه كشاورزي در اين باره مي گويد: (( اين كودكان افرادي با شخصيت ضد اجتماع هستند. آنها دوران كودكي بدي را گذرانيده و مدام در ميان گروكشي هاي پدران و مادران خودشان بودند و از رفتاري كه آنها با هم مي كردند، زجر مي كشيدند. بنابر اين به فكر انتقام از ديگران هستند چرا كه نمي توانند با عقده هاي دروني خود كنار آمده و آن را در گذشته دفن كنند. اين افراد خيلي زود عصبي مي شوند، همسران و فرزندانشان را كتك مي زنند و مي خواهند كه از مردم انتقام بگيرند. بنابر اين رفتارهاي پر خطر و مجرمانه نيز از خود بروز مي دهند. نگاه به گذشته مجرمان نشان مي دهد آنها خانواده اي آشفته داشته اند و شاهد خشونت نسبت به والدينشان بودند. دكتر قاسم زاده در اين باره مي گويد : (( در بهترين حالت اين كودكان همسر ستيز مي شو.ند. در صورني كه فرزندان خانواده سالم مي پذيرند كه همسرانشان هم حق و حقوق برابر دارند و اختلافات، قابل حل است و گذشت در برابر همسر مي تواند دوام زندگي آنها را بيشتر كند. كودكان در خانواده سالم از اين كه والدينشان با هم اختلاف پيدا مي كنند، ناراحت مي شوند اما احساس ناامني به آنها دست نمي دهد و دچار اضطراب نمي شوند چرا كه مي دانند عشق در روابط آنها حاكم است و والدين بزودي با هم آشتي مي كنند. عاطفه كشاورزي هم در اين باره مي گويد: فرزنداني كه خانواده سالم زندگي مي كنند، درك مي كنند كه انسان ها با هم اختلاف نظر دارند و اين اختلاف نظر ممكن است به درگيري لفظي بين آنها منجر شود اما باعث از هم پاشيدن نظم خانواده نمي شود و روابط عاشقانه بين والدين بر اين درگيري ها پيروز مي شود. آسيب شناسي در اين افراد نشان مي دهد افرادي كه در خانواده سالم رشد كرده اند مي توانند بحران هاي موجود در زندگي را اداره كنند و از اين بحران ها كمترين آسيب را مي بينند، اما افرادي كه در خانواده هايي با مشكلات رفتاري بزرگ شده اند، آسيب هاي كوچك را تبديل به يك بحران مي كنند و در حل آن ناتوان هستند و براي خروج از بحراني كه خود درست كرده اند رفتاري خطرناك را در پيش مي گيرند. برخي كارشناسان بر اين باورند كه والدين نبايد در برابر فرزندانشان مشاجره كنند حتي اگر حرمت يكديگر را در اين مشاجرات حفظ مي كنند. دكتر قاسم زاده اما نظر مخالفي دارد. او مي گويد: (( اين كار فرزندان را به گوشه گيري وادار مي كند. فرزندان وقتي احساس مي كنند والدينشان چيزي را از آنها پنهان مي كنند، خود را غريبه احساس كرده و ناخودآگاه از والدين دور مي شوند و در صورت نياز به كمك،‌به والدين خود مراجعه نمي كنند. كودكان از رفتار سرد پدر و مادر كاملا مشكل را درك مي كنند و دچار اضطراب مي شوند، پس چه بهتر كه فرزندان را با همه واقعيت هاي زندگي رو به رو كرده و البته از راه مسالمت آميز را به آنها نشان داد تا مردگريز يا زن ستيز نشوند.)) عاطفه كشاورزي هم مي گويد: (( كودكاني كه در خانواده هاي متشنج بزرگ مي شوند شب ادراري و تيك هاي گوناگون مانند جويدن ناخن، كندن مو، ابرو . مژه مي شوند و برا ي اين كه توجه والدين خود را جلب نمايند رفتارهاي ضد اجتماعي از خود بروز مي دهند. بنابر اين بهترين راه اين است كه پدران و مادران زماني كه با هم دچار اختلاف مي شوند آن را بيرون از خانه حل كنند و زماني كه وارد خانه مي شوند فراموش كنند كه از هم دلخور بوده اند و كانون خانواده را براي فرزندانشان نا امن نكنند. پدران و مادران بايد در برابر فرزندان خود به يكديگر ابراز علاقه نمايند تا فرزندان عشق ورزيدن را بياموزند و به قدرت آن پي ببرند. البته آنها باد مرتب تكرار كنند كه به زندگي و فرزندانشان علاقه مند هستند و چيزي نمي تواند اين رابطه عاطفي محكم را از بين ببرد. آرامش فرزندان در پرتو آرامش والدين در خانه اگر ثبات ، دوستي و آرامش برقرار باشد و پدر و مادر، خود داراي آرامش روحي باشند، فرزنداني كه در پناه اين آرامش بزرگ مي شوند از امنيت روحي و اطمينان خاطر برخوردار خواهند بود. از طرف ديگر پدر و مادري كه داراي اين ويژگي هستند، بهتر محدوده وظايف خود را قبال تربيت فرزندانشان درك كرده و بدان عمل خواهند كرد. طفل بايد رابطه خوب و صميمي پدر و مادر را احساس كرده و در اين جهت، مطمئن شده باشد. به تجربه ثابت شده است كه اگر كودك، دعوا و اختلاف پدر و مادر خويش را احساس كند، بيش از هر وقت ديگر امنيت خود را در خطر مي يبيند. او نياز به مركزي دارد كه در آن پرخاش، اضطراب و از هم گسيختگي نباشد. از اين رو، لازم است كه بين پدر و مادر هيچ گونه برخورد و دعوايي نباشد و اگر هم هست از ديد فرزندان مخفي باشد. به خاطر آرامش كودك ضروري است كه روابط پدر و مادر بر اساس گذشت و فداكاري بوده، روح همكاري و احترام به يكديگر بر آنها حاكم باشد. اين مايه شرمساري است كه والدين به فرزندان خود بگويند كه دعوا نكنيد، اما خود همواره در ستيز و جدال باشند. سلامه موسي مي گويد: (( نيكبختي خانوادگي براي كودكان موجب آرامش روح مي شود، به طوري كه حتي اگر پدر طفل درگذرد، اين طمانينه و آرامش در او باقي خواهد ماند. )) بهترني روش براي حفظ فرزندان، همنشيني با آنان و مراقبت از روحيات و آرامش آنهاست. مربيان جديد معتقدند كه بهترين ميراث پدر براي فرزندانش همان دقيقه ها و فرصت هاي اندكي است كه هر روز به كودك اختصاص داده و با او همنشين بوده است. ارتباط متقابل فرزندان و والدين در اسلام نگاه رسانه اي به جايگاه والدين در اسلام براي ترسيم شايسته اين جايگاه براي برنامه سازان ضروري است. از اين رو به سفارش اسلام در مورد والدين نظري مي افكنيم. قرآن در مورد والدين چنين دستور مي دهد: و قضي ربك الا تعبدو الا اياه و بالوالدين احسانا اما يبلغن عندك الكبر احدهما او كلاهما فلا تقل لهما اف و لا تنهر هما و قل لهما قولا كريما و اخفض لهما جناح الذل من الرحمه و قل رب ارحمهما كما ربياني صغيرا. ( اسراء 23 و 24 ) و پروردگارت فرمان داده است : جز او را نپرستيد و به پدر و مادر نيكي كنيد. هرگاه يكي از آن دو يا هر دوي آنها به پيري رسيدند كمترن اهانتي به آنها روا نداشته و بر آنها فرياد مزنيد و گفتار سنجيده و لطيف و بزرگوارانه به آنها بگوييد و بال هاي تواضع خويش را خاضعانه در برابر آنان فرود آريد و بگوييد : پروردگارا، همانگونه كه مرا در كودكي تربيت كردند، مشمول رحمتشان قرار ده. در اين آيه شريفه، چندين نكته مهم در رفتار با والدين سفارش شده و جايگاه آنان تبيين گشته است. پس ضرورت دارد به اين موارد، در تهيه و انتخاب برنامه ها به اين مواد توجه شود: 1-جايگاه احترام به والدين پس از بندگي خداست. بنابر اين، پس از عبادت خدا بايد به والدين احسان كرد. تبيين اين جايگاه عالي براي والدين در برنامه هاي گوناگون مسئوليت مهمي است كه قرآن از برنامه سازان مي طلبد. 2-به والدين احسان كنيد. احسان چيزي بيشتر ار اطاعت و احترام است كه همه آنها را در بر دارد و بيش از آن را مي طلبد. 3-به هر دو بايد يكسان احسان شود و فرزند در احسان به هيچ كدام نبايد كوتاهي كند. 4-فرزندان بايد مواظب باشند، كه كوچك ترين لرزش غم آلودي در قلب والدين پديدار نگردد. اين مطلب را قرآن با انتخاب يك نمونه بيان مي كند و مي فرمايد: (( به آن دو اف نگو .)) امام صادق عليه السلام مي فرمايند: (( اگر خداوند كلمه اي كمتر از اف سراغ داشت، از گفتن آن نهي مي فرمود. )) از اين تعبير كوتاه مي توان به انبوهي از وظايف و ظرايف آگاه شد كه رعايت آنها در ايجاد ارتباط كلامي و عاطفي با والدين ضرورت دارد. در ارائه الگوهاي كلامي ميان فرزندان و پدر و مادر بايد به اين مطالب توجه داشت و اين نكته ها را به مخاطب القاء نمود. 5- خداوند در ادامه آيه فرموده است: (( آنان را با خشونت از خود مران )) . از اين‌ آيه مي توان فهميد كه نشان دادن هرگونه رابطه خشونت آميز فرزندان با پدر و مادر، مخالف دستور خداست . پس همانگونه كه در انتخاب يا سانسور كردن فيلم هاي خارجي و  ... به مطالب و روابط جنسي و شهوت آلود حساسيت نشان داده مي شود ، بايد در ترجمه يا ارائه صحنه ها و كلمات خشن و توهين آميز نسبت به پدر و مادر همان حساسيت اعمال شود. كاري كه متاسفانه آنچنان كه در شان اين موضوع است، رعايت نشده است. افزون بر كلام خشونت آميز و موهن از نگاه تند به پدر و مادر نيز نهي شده است. امام صادق (ع) مي فرمايند: من نظر الي ابويه ماقت و هما ظالمان له، لم يقبل الله له صلاه. هركس به پدر و مادرش با چشم خشم آلود نگاه كند، در حالي كه پدر و مادر به او ستم كرده اند، خداوند نماز چنين فرزندي را هرگز نمي پذيرد. در اين حديث شريف ، جايگاه بلند پدر و مادر روشن شده است. بكي از مسايل مهمي كه سبب مي شود در برنامه ها ، صحنه هاي نامطلوب ميان فرزند و والدين به ثصوير كشيده شود، رعايت نكردن حقوق فرزندان از طرف والدين و ستم آنان به فرزندان است كه چنين تصويرهايي آثار تربيتي نامطلوبي در خانواده و فرزندان بر جاي مي گذارد. وقتي ستم برخي والدين در رسانه ها به تصوير كشيده مي شود و واكنش طبيعي فرزندان در فرهنگ هاي مختلف را نشان مي دهيم، دراين لحظه، بيننده جوان يا نوجوان حق را به فرزند مي دهد و همان احساس نفرت شخصيت ستم ديده نسبت به ستم كار را پيدا مي كند. اين حس خودآگاه يا ناخودآگاه، به رابطه ي وي با والدين خودش نيز منتقل مي شود و او به سراغ صحنه هاي زندگي خويش بر مي گردد كه در آنها والدين به او ستم كرده اند. آن گاه فرايند حس كينه، نفرت، انتقام جويي و تقليد از رفتار و شخصيت داستان ، او را به سوي رفتارهاي خشن ، اعتراض آميز و ناپسند مي كشاند. بدين ترتيب تماشاي صحنه هايي كه براي هشدار به والدين به تصوير كشيده شده است؛ نتيجه معكوس مي دهد و به خشونت جويي فرزندان مي انجامد. بر خلاف فرهنگ هاي مختلف دنيا كه با برنامه ها و آثار خويش ،اعتراض بر والدين ستم كار را روا مي دارند، حضرت صادق (ع) اين عمل را هرگز روا نمي دارد و آن را بي معرفتي در مقابل خدمات جاني و مالي و عاطفي پدر و مادر مي شمارد. آموزه هاي اسلامي ، شورش فرزندان عليه والدين و گسست رابطه عميق والدين و فرزندان را به دليل يك رفتار حتي ستم كارانه والدين جايز نمي دانند و آن را عامل پذيرفته نشدن دايمي نماز فرزند مي شمارند. اين عمق نگرش امام (ع‌) اگر در برنامه در نظر گرفته شود، در حفظ و تعميق روابط خانوادگي آشكار خواهد شد. چون نگاه هاي ما سطحي است، راه حل هاي ما نيز سطحي است و در نتيجه، آثارش نيز زودگذر و گاه خنثي است. مي بينيم كه با وجود ساخت و پخش برنامه هاي بسيار پرحجم در مورد مسائل و روابط خانوادگي و تربيتي، مشكلات اجتماعي مانند : طلاق، فرار دختران از خانه و .. رو به رشد است. با نگاهي تحليلي به همين حديث مشخص مي شودكه چرا نگاه خشمگينانه به والدين حتي پس از ستم آنها نارواست. شايد يكي از نكته ها اين باشد كه رابطه عميق و طولاني بين والدين و فرزندان ، آن قدر مهم و اساسي است كه حتي با وجود ستمگري والدين، گسستن اين رابطه درست نيست ؛ زيرا اين گسست به افتادن فرزند در ورطه ستمگري سهمگين تر و سنگين تر شيادان اجتماعي و سودجويان به ظاهر مهربان مي انجامد. 6-سخن گفتن محترمانه ، لطيف و فاخر در برابر پدر و مادر، دستور خداست كه فرزندان بايد آن را رعايت كنند: (( و قل لهما قولا كريما )). با كلام تكريم آميز و بزرگوارانه با والدين حرف بزن. آنچه بزرگ از كوچك تر توقع دارد، احترام و تكريم و بزرگداشت است و‌آنچه نياز كوچك به بزرگ است ، محبت، دل سوزي و شفقت است. از اين رو ، بر اساس نيازهاي حقيقي هر طيفي، اسلام دستورهاي ويژه اي صادر كرده است . در مورد فرزندان و زنان به محبت، انفاق، دلسوزي و رسيدگي بسيار تاكيد مي كند و در مورد بزرگان، به بزرگداشت، اطاعت پذيري جهت رشد و احترام پاي مي فشارد. در اين ايه شريفه ، پس از نهي از هرگونه خشونت و بي احترامي به والدين، به ايجاد رابطه كلامي احترام آميز دستور مي دهد. فرزندان موظف هستند كه در سخن گفتن با والدين به گونه اي عمل كنند كه تكريم والدين در كلام آنان موج زند.  مردي از رسول خدا (ص) پرسيد: حق پدر بر فرزند چيست؟ حضرت فرمودند: او را به اسم صدا نزند (يعني او را با كنايه يا كنيه احترام آميز صدا كند) و جلوتر از پدر راه نرود و بالاتر از پدر ننشيند و موجب دشنام به پدرش نگردد ( يعني كاري نكند كه مردم به پدر او دشنام دهند ). اين حديث شريف از نام بردن والدين بدون احترام نهي كرده است. با تامل در خطاب هايي كه در قرآن از فرزندان نسبت به پدران نقل شده است،‌ در مي يابيم كه زرگان ديني با همان احترامي كه با خدا حرف مي زدند، با والدين خود سخن مي گويند، برايشان دعا مي كنند و بخشش مي طلبند. حضرت يوسف (ع) ، والدين خود را بر روي تخت نشاند : (( و رفع ابويه علي العرش . )) (يوسف آيه 100 ) و نام پدر خود را بر نام خود مقدم داشت : (( يا ابت اني رايت احد عشر كوكبا )). (يوسف آيه 4 ) حضرت اسماعيل (ع) در مقابل كشته شدن به دست پدر تسليم بود : (( يا ابت افعل ما توء مر ستجدني ان شاء الله من الصابرين )). ( صافات آيه 102 )   7- خداوند پس از آنهمه دستور باز مي فرمايند : (( واخفض لهما جناح الذل من الرحمه )) يعني بال ذلت خويش را براي پدر و مادرت از روي شفقت و دلسوزي فروتنانه بگستران. در اين دستور قرآني به خودشكني ذلت بار و مشتاقانه دستو.ر داده شده است؛ تواضعي كه جز خدا كسي شايسته نثار چنين فروتني نيست. در اين آيه ، .والدين بدون در نظر گرفتن هيچ گونه صفتي به طور مطلق، شايسته اين تكريم ها دانسته شده اند؛ يعني اگر چه خوب نباشند، باز بايد همه مفاد آيه درباره آنان عملي شود. اين سخن از آن روست كه هيچ صفت و شرطي براي والدين مورد سفارش بيان نشده است و به هيچ شرطي جز عبادت الهي تخصيص نيافته اند. اطاعت از والدين جز آنجا كه با پيروي از خدا تضاد پيدا مي كند.‌واجب است. از نظر اسلام هرچه فرزند، فروتنانه به والدين خود خدمت كند،باز نمي تواند حق آنان را ادا كند. روزي مردي مشغول طواف بود و مادرش را نيز بر دوش گرفته بود و طواف مي داد. در همان حال چشمش به رسول خدا (ص ) افتاد و عرض كرد: يا رسول الله آيا من با اين كار حق مادرم را انجام دادم؟  پيامبر فرمودند: نه، حتي يكي از ناله هاي او را هنگام وضع حمل جبران نكرده اي. پيامبر ( ص ) در راستاي عمل به اين آيه خاطرات زيبايي به يادگار گذارده اند. ابوطفيل گويد: كودك بودم كه ديدم زني نزد رسول خدا ( ص ) آمد. آن حضرت عباي خود را براي او گستراند و زن روي آن نشست . پرسيدم او كيست؟ گفتند: اين زن پيامبر را در كودكي شير داده است. از عمرو بن سائب نيز روابت شده است كه روزي پيامبر نشسته بود كه پدر رضاعي اش آمد. حضرت يكي از پيراهن هاي خود را براي او پهن كرد و او را بر آن نشاند. آن گاه مادر رضاعي اش آمد. حضرت گوشه اي ديگر از پيراهن را باز نمود و او را بر آن جاي داد. سپس برادرش آمد ، حضرت از جاي برخاست و او را در كنار خويش نشاند. به تصوير كشيدن صحنه هايي از اين دست و با اين مفهوم مي تواند بدون هيچ آثار منفي ارزش اين مطلب مورد تاكيد دين را انتقال دهد. ائمه عليهم السلام در رعايت احترام به والدين به نكته هايي توجه مي فرمودند كه فوق العاده برا يمان آموزنده است. امام سجاد (ع) نسبت به مادرش بي اندازه نيكي و احسان مي كرد، ولي از غذا خوردن با وي خودداري مي ورزيد. ياران آن حضرت ، پي در پي از اين موضوع جويا مي شدند و مي پرسيدند: شما از نيكوترين و اصيل ترين مردم هستيد و نسبت به مادر بيش از همه به نيكي رفتار مي كنيد، پس چگونه است كه از غذا خوردن با او ( از يك ظرف ) پرهيز داريد؟ امام (ع) پاسخ فرمودند: بيم دارم به لقمه اي دست ببرم كه او زودتر متوجه آن شده باشد و به همين جهت از من برنجد. با تحليل نكته موجود در اين حكايت در مي يابيم كه امام مراقب است حتي اندكي دلگيري در قلب مادر نسبت به او پديدار نگردد و يا ضعيف ترين حالت رواني ناراحت آميز در قلب مادرش بوجود نيايد. روزي زني به خدمت پيامبر اكرم ( ص ) آمد و گفت : اي رسول خدا : مادرم به اندازه اي پير و ناتوان است كه قدرت حركت ندارد. من او را شستشو مي دهم و به او غذا مي خورانم ؛ آيا با اين عمل خود، حق مادرم را ادا كرده ام؟ حضرت فرمودند: خير. او اين عمل را در حالي انجام مي داد كه دوست مي داشت تو زنده بماني، ولي تو آرزو داري كه هرچه زودتر از دستش راحت و‌آسوده شوي. نكته جالب توجه در سخن پيامبر اكرم ( ص ) تفاوت داشتن خدمت مشتاقانه و خيرخواهانه با خدمت از روي اجبار و بدون شوق و انگيزه است. در آيه شريفه نيز اين نكته وجود دارد كه بال شكستگي متواضعانه فرزند بايد از روي رحمت و رغبت و عشق باشد، عشقي كه از روي معرفت به حق والدين و قدرشناسي فرزند ريشه گرفته باشد. از نظر روان شناسي نيز خدمت و احترام مشتاقانه و آكنده از محبت و بلكه رغبت در اثرگزاري با خدمت هاي بي روح مثل خدمات اداري ، پزشكي و پرستاري و .. كه به جبر پول يا قانون صورت مي گيرد، بسيار متفاوت است. روح خدمت در اشتياق و نيت آن است، كه پيامبر (ص ) فرمود: (( نيت المومن خير من عمله )). به همين دليل ، نيت آكنده از محبت خدا با نيت خالي از حب الهي زمين تا آسمان فرق دارد. قدرت به تصوير كشيدن و انتقال چنين ظرافت هاي تربيتي ـ اخلاقي را هنر اسلامي مي گويند.   8-آخرين نكته ، دعا براي والدين است كه قرآن مي فرمايد : و قل رب ارحمهما كما ربياني صغيرا . بگو : پروردگار آن دو را مورد رحمت قرار بده همانگونه كه مرا در كودكي پرورش دادند. ( اسراء آيه 24 ) در اين آيه با كلمه (قل) به دعا دستور داده شده است؛ يعني دعا براي پدر و مادر دستور قرآن است . نمونه هاي دعا نيز در قرآن براي الگوگيري بيان شده است. در اين دعا به طلب رحمت براي والدين دستور داده شده و علت آن نيز در قالب دعا بيان گشته است كه چون آنان تو را در كودكي پرورش داده اند ، تو نيز در بزرگسالي بر آنان رحم كن. القاي روحيه طلب دعا و خيرخواهي معنوي و مادي براي والدين در رسانه بسار لازم است و جاي خالي آن احساس مي شود. جايگاه خطير تلويزيون وقتي با اهميت جايگاه والدين در ديدگاه اسلامي تركيب شود، بر حساسيت و سنگيني تكليف برنامه سازان مسئول و متعهد مي افزايد. سيره ي زيباي بزرگان دين در اين موضوع بسيار اهميت دارد . پيامبر اكرم (ص) در همين مورد فرموده است : يقال للبار بوالديه اعمل ماشئت فاني ساستغفر لك و يقال لعاق لوالديه اعمل ما شئت فاني لا اغفر لك . به نيكي كننده به والدين گفته مي شود: هر چه خواهي بكن كه تو را به زودي خواهم بخشيد و به عاق والدين گفته مي شود هرچه مي خواهي بكن كه تو را نخواهم بخشيد. توصيه هاي  براي دوستي و رابطه نزديك والدين با فرزندان    تحكيم رابطه بين مادر و دختر، پدر و پسر از مهمترين و پرشور ترين نكات تربيتي است كه از خلال آن پدر و مادر مي توانند بذر خصوصيات رفتاري و اعتقادي را در فرزندان بكارند كه بعضي از اين نكات را در اين جا ذكر مي نماييم. 1-توجه به فرزندان از همان دوران خردسالي 2-شوخي و مزاح و خوشرفتاري با فرزندان 3-شناختن مشكلات فرزندان و كمك به آنها براي حل مشكلات 4-به كودك خود اطمينان بدهند كه به راحتي و بي پرده با والدين درد و دل كند و ناگفته هاي درونش را با‌آنها بازگو نمايد 5-از خشونت و سختي بي مورد پرهيز شود 6-به حرف هاي فرزندان خود گوش دهيد و آنها را به اظهار نظر كردن در مسائل مختلف تشويق كنيد 7-عدالت را در مورد فرزندان رعايت كنيد و در رابطه با يكايك فرزندان تبعيض قائل نشويد 8-زمينه مشاركت فرزندان را در بعضي از مشكلات و معضلاتي كه براي خانواده پيش مي آيد، فراهم كنيد 9-فرزندان را از لحاظ عاطفي اشباع نماييد به طوريكه دلسوزي پدرانه و مهرباني و مهرورزي مادرانه را احساس كنند 10-دعاي خير براي آنها طلب نماييد و نيز در جهت تقويت رابطه فرزندان با خداوند عز و جل تلاش كنيد   منابع :   مجله الكترونيكي ويستا  پايگاه حوزه  - hawzah.net روابط خانوادگي ـ ابراهيم اميني ـ چاپ اول 1386 ـ انتشارات بنفشه زوج يابي ـ اكبر خاني ـ چاپ دوم 1382 ـ انتشارات مركزي وزارت بهداشت براي فرزند ـ جرگا گاوين ـ مترجم : مجيد عميق ـ چاپ اول 1380 ـ انتشارات شرق
متن کامل مقاله
تعداد بازدید از این صفحه: 1274